جمعه, 31 فروردين 1397 - Friday, 20 April 2018

به گزارش سخن مردم"حمدرضاانصاری مجرد هنرمند طراح ،نقاش وورزشکارپیشکسوت برازجانی است.

btvb_صوره_20180115_213428.jpg

(معرفی هنرمند اززبان خودش)
باسلام وسلامتی وآرزوی خوشی وکامیابی برای کلیه اساتید وبزرگان هنردوست وورزش دوست که باسوابق هنری وورزشی ، ازشاگردان وکوچکترها شوروشوقی  دردل دارند ووقت شریفشان رابرای مطالعه تجربه وزندگی آن ها صرف می کنند. قبل ازنوشتن ازیکایک آنان پوزش می طلبم .ازاینکه اشکالاتی وجوددارد ازقبیل غلط املایی وانشایی زیراحقیرتجربه کلاسیک درنوشتن یاسخنرانی ندارم.
حقیرباتوجه به اینکه درتمامی کارها عادت داشته ام  باتوکل به خدا وندمتعال شروع وباخیروسلامتی به انجام برسانم.
اینجانب محمدرضا انصاری مجرد فرزندمحمد  بانام هنری ( مرام) برگرفته ازحروف اول اسم وفامیلی ام  درتاریخ1 1/5/1330درشهربرازجان متولدگردیدم. وشناسنامه ام رادر16/10/1330صادرکردند. پدرم قبل ازتولدم بدون دیدن من به شوشتر رفت وتاآخرعمرش که تیرماه 1370باشد درشوشترفوت کردند ودرهمانجا دفن گردیدند. اقوام می گفتندکه به علت ورشکستگی به شوشتررفته . ولی بعدازتحقیقات فراوان توسط  خودم ودوبرادربزرگترم دریافتیم که پدرم مردمومن وبرعکس عمویم که  سواد خواندن ونوشتن نداشتند. باسواد ومسلط به دوزبان عربی وهندی بوده است. وبه دلیل نبودن اداره حج واوقاف دران زمان ، پدرم  مسئولیت راهنمایی زائران خانه خدا وعتبات عالیات رابه عهده داشته وبه دلیل مسافرت های زیادی که به خوزستان داشتند به اخلاق ومنش مردم شوشتربسیارعلاقه مندمی شود وتصمیم می گیرد درهمانجا زندگی نماید. به خصوص ازخانواده  سیدجعفرشوشتری وحاج  سید باقر شوشتری .به گفته اهالی شوشتراینها از شیعه های مدینه بودند که چون ایرانی ها درسفربه مکه ومدینه باانها رفت وآمدداشتند باعث شدکه به شوشتربیایند ودرهمانجا زندگی نمایند.  دوران سربازیم رادرپایگاه ششم شکاری دزفول  خدمت کردم وبه همین دلیل ازنزدیک بااین خانواده رفت وآمدداشتم واین رفت وامدها تاسالیان بعدنیزادامه داشت.
من دوران ابتدایی رادردبستان  عضد وراهنمایی ودبیرستان رادرمدرسه فرخی ادامه دادم . به دلیل فقرخانوادگی ، من تابستان ها رابه کارگری مشغول می شدم وپول خرید وسایل مدرسه وهزینه خرید لباس و... راتهیه می کردم.
درکلاس چهارم  استعداد وعلاقه ام به نقاشی مشخص شد ونقاشی مداد رنگ من برای مسابقات نقاشی انتخاب وبه تهران ارسال شد وازطریق فرمانداری کل بنادروجزایر خلیج فارس زیرپوشش استان هفتم به مرکزیت شیراز درمسابقات نقاشی قهرمان شدم ویک پیراهن سفید وشلوارابی وکراوات قرمز به من هدیه دادند که بعدا بافروش انها هزینه دوسال تحصیلم را تهیه کردم . ازکلاس هفتم به دلیل انتقال برادرم به شهربانی میناب ، به  میناب  که جزوفرمانداری کل بنادروجزایر بحرعمان زیرپوشش استان کرمان آن زمان به مرکزیت بندرعباس واستان هرمزگان کنونی بود رفتم  . درکلاس چهارم دبیرستان( 1347) یک نقاشی رنگ وروغن درابعاد 50در60ازساختمان گمرک قدیمی بندرعباس که توسط پرتغالی ها ساخته شده بود کشیدم وبه مسابقات نقاشی  ازطرف مدرسه به تهران ارسال کردم. وموفق به کسب  عنوان بهترین نقاشی سال ایران شدم. ومبلغ 2000ریال جایزه طی تشزیفاتی  به من  اهدا کردند.
همچنین دراین زمان دررشته دوومیدانی فعالیت می کردم وموفق به قهرمانی دردوی ماراتن ( 20000) متری شدم ولی برای مسابقات کشوری به تهران نرفتم
لازم به توضیح است درزمانی که درمیناب بودم با خانواده پرجمعیت کمالی آشنا شدم وچون اکثرخانواده هنرمند واهل نقاشی بودند من نیزهنرنقاشی را ازانها بیشتریاد گرفتم ووسایل نقاشی دراختیارم می گذاشتند.  
پس ازمدتی باانتقال برادرم ازمیناب به کازرون ، من بااونرفتم به کازرون وبه شوشترنزدپدرم رفتم ودرآنجا باورزشکاران دوره دیده وباسابقه ای آشنا شدم وانها بادیدن استیل بدنی من ، مرا به فعالیت دررشته ورزشی بوکس تشویق کردند وپس ازتمرینات مستمر موفق شدم  درسال 1350درمسابقات شهرستانی اول  وبه مسابقات کشوری دروزن 48کیلو  درحافظیه شیراز راه یابم . وموفق به کسب مقام سوم کشوری شدم.
پس ازکسب مدرک دیپلمم درکازرون  جزومنتخبین استان  درشهرفسا بودم ولی به مرحله کشوری نرفتم . وبااغازدوره مقدس سربازی درپایگاه چهارم هوایی دزفول  مشغول به خدمت شدم ودرهمانجا نیزباادامه  نقاشی وورزش توانستم پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته باشم. درهمین ایام درتیم بوکس ارتش فعالیت داشتم ودروزن 51کیلو موفق به قهرمانی وورودبه تیم ملی ارتش شدم .
پس ازاتمام دوره مقدس سربازی درسال 54 ، ازهمان سال وارد آموزش وپرورش برازجان  دردایره امتحانات شدم وبه دلیل تاسیس نمایندگی آموزش وپرورش سعدآباد . مرحوم ابراهیم ذاکری ازاماروبودجه اموزش وپرورش برازجان  برای راه اندازی حسابداری به نمایندگی سعداباد رفتند .ودایره اماروبودجه نیزبه اینجانب محول گردید وهمزمان دردایره امتحانات وبرنامه وبودجه باهم فعالیت می کردم.
سایرسوابق  هنری وورزشی:
*3ماه پس ازپیروزی انقلاب توانستم باشگاه ورزشی فرهنگی شاهین که درسال 1347 درسراسرکشور منحل شده بود راتاسیس وبا3 تیم فعال دررشته والیبال - بسکتبال- هندبال  فعال نمایم و با14سال هدایت این باشگاه موفق به کسب افتخارات زیادی گردیدیم. 12سال قهرمانی برابرتیم های قدرتمند نیروی هوایی *دریایی ومهاجرین وبوشهر
*تاسیس هیات شطرنج -که ازسال 1356 بارونق دادن وکلاس برای مربیان ورزش ومحله ها ودانش آموزان  وسایرعلاقه مندان  درسال 1373موفق به تاسیس هیا ت شطرنج برازجان شدم.
*عضوهیات امنا انجمن هنرهای تجسمی برازجان با مسئولیت  وبرنامه ریزی ودلسوزی  دوست عزیزم آقای علیرضا رهسپار وسایراعضا هیات امنا اقایان غلامرضا احمدزاده ،سعیدمتوسلی وخانم شیرین موید.دراوایل سال 1373.
*تاسیس هیات بوکس برازجان درتاریخ 20/2/1370 ( باتوجه به اینکه دارای کارت مربیگری درجه یک بودم)
*عضو هیات امنا کانون فرهنگی وهنری امام خمینی ( ره) برازجان  ومدرس کلاس های طراحی ونقاشی دراین کانون.  (دوسال قبل ازبازنشستگی ام درسال های 1382تا1384.)
*پیگیری ودرخواست تاسیس انجمن رفاه هنرمندان ، که تاکنون موفق به راه اندازی ان نشده ام
*پیشنهاد تاسیس زورخانه توسط اقای محمدرضا طالقانی  که چندمدتی دردوران سربازی افتخاراشنایی باایشان راداشتم. که هم اکنون درحال فعالیت است.
*خلق بیش از 1150اثرتابلوی نقاشی رنگ روغن باموضوعات مختلف  طبیعت استان وشهرستان- چهره مشاهیرشهرستان و.....
*خلق بیش از 50 اثر نقاشی مداد رنگ  و80اثرنقاشی آبرنگ وحدود 30اثرطراحی سیاه قلم و30اثرگواش  
*شرکت درنمایشگاه های گروهی  درسطح شهر واستان ومنطقه ای وکشوری
*شرکت درمسابقات مختلف هنری درسطح جهانی وکشوری وکسب مقام های متعدد ازجمله  5باردر ترکیه وپاکستان وایران
*شرکت درمسابقات کشوری درتهران  20نوبت
*شرکت درمسابقات استانی   28نوبت وشهرستانی 38نوبت.
درتاریخ 17/7/1377 براثرحادثه تصادف باموتورسیکلت  درحین ماموریت اداری  چشم  چپ خودم راازدست دادم  وپس ازآن  فعالیت هنری ام کمترشده است.

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

نوشتن دیدگاه

محل تبلیغات شما