پنج شنبه, 26 مهر 1397 - Thursday, 18 October 2018

سخن مردم"گفتگوی اختصاصی با خانم غلامپورراننده اتوبوس مسیرشیراز -بوشهر"که مشوق وی پدرش بوده است.

به گزارش سخن مردم"وی مدت هیجده سال مربی آموزشگاه تعلیمات رانندگی بوده است   و یازده سال است که راننده اتوبوس بین شهری هست.

لطفا خودتان را معرفی نمایید؟غلامپور هستم ساکن شیراز دارای یک فرزند ۲۲ ساله پسر که دانشجوی رشته ی حسابداری  است.

eaxf_index.jpg78.jpg
مدت هیجده سال مربی آموزشگاه تعلیمات رانندگی بودم  و یازده سال است که راننده اتوبوس بین شهری هستم
مشوق شما چه کسی بود و چرا این شغل را انتخاب کردید؟
مشوقم پدرم می باشد در اوایل برادرم مخالفت می کرد ولی بعداً راضی شد خانواده ی ما از جمله پدر، برادر، عموها، پدربزرگم همه راننده ماشین های سنگین بوده و هستند و بقول مادر بزرگم ما از طایفه بنی هندل می باشیم.
در خصوص راهیابیتان به جمع رانندگان اتوبوس بیشتر توضیح بدهید؟
- واقعا یک استاد خوب خود نعمتی است و من هر چه دارم از ایشان آقای شناور دارم از روز اول آموزشهایم را از ایشان یاد گرفتم واقعاً مدیونشم چون این گردنه های جاده بوشهر  واقعا سخت است آموزش دادنش نیز سخت است همیشه از ایشان تشکر می کنم پدرم نیز همکاری زیادی باهام کرد پارسال همراهم می‌آمد ولی چشمهایش تنبل شده است  دیگر همراهم  نمی آید می خواهم از آقای تیرانداز تشکر کنم چون هیچ جا بمن کارنمی‌دادند و هر جا می‌رفتم می‌گفتند بازن کار نمی‌کنیم و این کار برای آقایان سخت است چه برسد به زن ولی تنها کسی که به من کار داد آقای تیرانداز بود که ۴ دستگاه اتوبوس داشت یکی از آنها را در اختیارم گذاشت.
در اوایل کمک راننده بودم و تا یک ماه مرا با استاد خود می‌فرستاد چون جاده شیراز بوشهر واقعا سخت است و به نظرم یک کارگاه آموزشی است و به توصیه آقای تیرانداز مسیر به مسیر اتوبوس را به من می‌داد که رانندگی کنم
 در حدود سه ساعتی که مسافر شما هستم رانندگی شما خیلی خوب و صبر و حوصله به خرج می‌دهید در خصوص همکاری شاگرد اتوبوس توضیح دهید
 در مدت یازده سال شاگردان زیادی داشته ام به طور مقطعی و کلا همیشه از شاگردان واقعا راضی هستم ولی فقط تنها شاگردی که بیشتر همراهم بوده آقای راجا می باشد ولی هم دست پاک و هم چشم پاک است و نیتش صاف رفتارش با مسافر بسیار خوب است ولیکن (به شوخی) زیاد حرف می زند( خنده) و بعضی اوقات واقعاً عصبی می شوم.
 یک خاطره شیرینی از دوران آموزشم دارم یک روز در مسیر جاده استادم که همیشه در مواقع رانندگی بیدار می بودند یعنی هیچ وقت کنار دست من حتی اگر ۷۲ ساعت طول بکشید نمی خوابید گفت:یه ده دقیقه بروم پشت صندلی بخوابم و من هم تعجب کردم که استادی که هیچ وقت نمی خوابید چرا می‌خواهد بخوابد من هم گردنه کنار تخته را همان‌طور که آموزش داده بود اومدم پایین پیچ ها را همان مدلی رد کردم پایین که رسیدم از توی آیینه نگاه کردم دیدم استاد نشسته و موهایش سیخ سیخی شده( با خنده )گفتم استاد چرا این جوری شدی گفت با این پیچ هایی که پیچیدی(با خنده) دو پیازه جگر دو دل من درست کردی برق سه فاز ازم رد شد.
چرا این مسیر را انتخاب کردید
چون آموزشیم در این جاده بود و بنظرم جاده شیراز بوشهر یکی از سخت ترین جاده هاست و یک کلاس اموزشی بسیار خوب است خیلی خوشحال هستم که این خط را انتخاب کردم و الان اگر سخت ترین جاده ها را به من بدهند می رم و نمی ترسم.
رفتار پلیس راه و مردم و همکارانت با شما چگونه است؟
مامورین پلیس راه روز های اول خیلی سخت گیر بودند مردم هم که براشون تعجب آور بود و همکارانم هم خیلی براشون سخت بود که یه خانم امده تو حیطه ی شغلی شون و داره کار اونا ادامه می دهد.

ولی پس از مدتی هم پلیس راه خیلی قانع شدن و احترام زیادی بمن دارن و هم مردم براشون عادی شد.وهمکارانم هم چندین تشویق نامه دارم از جمله از پلیس راه گچساران اداره حمل و نقل یاسوج اداره حمل و نقل شیراز راهنمایی و رانندگی شیرازآنزمان که مربی آموزشگاه بودم اتوبوس رانی شیراز در مدت یکسالی که خط واحد شهری کار می کردم
آیا تا حالا پیش آمده مورد اعتراض مسافران قرار بگیرید؟
بله بار اول ۸ نفر از مسافرانم پیاده شدند ولی بعد در مسیر ماشین آنها خراب شد من رسیدم و بالا اجبار مجبور شدند با ماشین ما بیایند ولی وقتی به مقصد رسیدیم عذرخواهی کردند و گفتند از اول اگر می دونستیم اینجوری رانندگی می کنی هرگز پیاده نمی شدیم
 چه توصیه ای برای خانم های جویای کار دارید؟
خانمها اگر هر کاری از دستشون برمی‌آد و در توان خود شون می بینید می تونن انجام بدهند همیشه مادرم میگه کار نشد نداره و تفاوت جنسیتی اصلا دخیل نیست
 سخن پایانی
اول از پدر و مادرم خیلی تشکر می کنم واقعاً زبانم قادر به تشکر از آنها نیست چه از لحاظ مالی و عاطفی پشتم بوده و هستند .

از آقای تیرانداز تشکر می‌کنم چون اوایل هیچ جا به من کار نمی دانند و هرجا می رفتم می گفتند با یه زن کار نمی کنیم و این کار برای آقایون سخت است چه برسد به یه زن ولی آقای تیرانداز به من اعتماد کرد و یکی از چهار دستگاه اتوبوسش را در اختیارم گذاشت ،ولی تا یک ماه به صورت کمک راننده مرا با یک استاد می‌فرستاد چون جاده شیراز بوشهر سخت است.۴ سال روی ماشین آقای تیرانداز کار کردم و همچنین از  تمام پلیس راهها دفتردار های ترمینال که واقعاً خیلی به من لطف دارند و خوب برخورد می‌کنند از همشون تشکر می‌کنم .
شغل ما نسبت به مشاغل دیگر حقوقش کمه و با این خطراتش  بیمه را خودمان پرداخت می کنیم و هیچ سوبسیدی نداریم مثلا خونه ای،وامی،مسکنی  به ما تعلق نمی گیردواگریک روز مثلاسرما بخوریم حقوقی نداریم .
ضمناً بیمه تکمیلی ما کامل نیست من ۱۸ سال سابقه مربی آموزشگاه رانندگی دارم اگر بخواهم با این تایم ۱۲ ساعت رفت وبرگشت وسه ساعت رستوران واستراحت ومسافرسوارکردن وگازوئیل زدن درماه حقوق آموزشگاهم بیش از پنج میلیون می رسدولی اینجاحقوق ماهانه ی ما رانندگان اتوبوس مبلع۱۴۰۰۰۰۰تومان است.
 حقوقم خیلی کمه ولی چون علاقه دارم این کار راانجام می دهم والبته مدت شش ساله که روی اتوبوس آقای هادی خسروی کار می کنم که واقعا انسان بزرگی  است .ایشان سیزده دستگاه اتوبوس دارد که همه رادراختیار راننده‌ها گذاشته و میگه می خواهم به مردم شغل بدهم و کنار دستش راننده‌ها، شاگردها، دفتردار ها،دارن نون می خورند .
البته دفتر آسیا سفر هم متعلق به خودش است و اگر این سرمایه را بانک بگذارد در آمدش خیلی بیشتر از درآمد اتوبوس داری است.
در پایان از شما وهفته نامه مردم جنوب تشکر می‌کنم.

گفتگو :داریوش اسماعیل پور

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

نوشتن دیدگاه

محل تبلیغات شما