سه شنبه, 25 تیر 1398 - Tuesday, 16 July 2019

305834

حبیب قاسمی

به گزارش سخن مردم:برازجان مرکز شهرستان دشتستان و دومین شهر استان بوشهر از نظر جمعیت محسوب می شود در باره وجه تسمیه این شهر مهم باستانی نظرات مختلفی در کتب مختلف بیان شده است که اکثر نویسندگان با دقت لازم به این مهم پرداخته اند و تعداد اندکی هم فقط به باورهای عامیانه اشاره نموده اند که سند علمی ندارد در کتاب برازجان که توسط فلور آلمانی تالیف شده و دکتر عبدالرسول خیراندیش آن را به زبان فارسی ترجمه نموده است فلور در صفحه ۱۵ این کتاب می نویسد:((نام برازجان در اشکال العالم جیهانی در قرن چهارم هجری ذکر شده است))

بعضی از نویسندگان و مردم عامه معتقدند چون در گذشته در اطراف برازجان گراز وجود داشته نام این شهر از این حیوان گرفته شده که اکثر نویسندگان این نظر را رد نموده و باطل پنداشته اند.

در صفحه ۶۶ کتاب برازجان تالیف فلور می خوانیم:((نام برازجان به دلیل وجود گراز در اراضی پیرامون آن فاقد دلایل ادبی زبان شناسی و جغرافیایی و مستندات تاریخی است .در واقع چنین برداشتی نوعی معنا تراشی عوامانه به شمار می آید که مورد قبول اهل اطلاع و تحقیق نیست))

فلور معتقد است که برازجان به معنای جای بلند و برازنده است.

خانم پری برازجانی نویسنده کتاب سیری در گویش دشتستان در صفحه ۲۵و ۲۶ این کتاب نوشته و معتقد است که (( برازجان به معنای بزرگان و برازندگی و نیکویی و آراستگی و زیبایی است ایشان به برتر از جان و بالاتر از جان هم برای برازجان اشاره نموده است )).دکتر سید جعفر حمیدی استاد دانشگاه و نویسنده کتاب فرهنگ نامه بوشهر در جلد اول صفحه ۲۳۱ در باره وجه تسمیه برازجان اینگونه نوشته است:((برازجان سابقه طولانی و معتبر دارد و پیش از دوره هخامنشیان وجود داشته است و وجه تسمیه آن به معنی بهتر از جان و فرمانروای نیرومند و جایگاه برازندگان و به زبان پهلوی به معنی زبانه آتش و درخشنده و درخشندگی و روشنایی و آفتاب درخشان و روشنی بخش و سرزمین درخشان است))

محمد جواد فخرایی نویسنده کتاب دشتستان در گذر تاریخ در صفحه ۱۲۸ تا ۱۳۸ این کتاب در باره وجه تسمیه برازجان اینگونه نوشته است :((اطلاق نام گراز دان به این محل کاملا مردود است و برازجان به معنای برازندگی و نیکویی و آراستگی و محل و جایگاه مردم شایسته و برازنده است ))ایشان معتقد است سابقه برازجان به دوره ایلامیان و هخامنشیان می رسد.

فرصت الدوله شیرازی مولف آثار عجم از برازجان دیدن کرده است و در حاشیه کتاب خود می نویسد ((برازجان را برازگان نیز گویند))

دکتر سید جعفر حمیدی در کتاب دیگرش تحت عنوان استان زیبای بوشهر در صفحه ۱۷۹ در مورد نام برازجان اینگونه نوشته است ((خورشید درخشان و شهر روشن سرزمین درخشان برتر از جان برازندگان محل زندگی پهلوانان نیرومند جای برازندگان))

دکتر حمیدی در صفحه ۲۸۳ این کتاب نام گراز دان را برای این شهر رد کرده و می نویسد:((برازجان یک ساتراپ نشین است و ساتراپ یک واژه یونانی است که معنی فارسی آن می شود شهربان نه شهر براز شهر براز اصلا معنی ساتراپ و ساتراپ نشین نمی دهد و شهر براز نام یکی از سرداران خسرو پرویز است))

: دکتر حمیدی معتقد است عنوان نام شهر براز که در کتاب تاریخ طبری که به معنی گراز آمده تناسبی با نام شهر ساتراپ نشین برازجان ندارد و ایشان می نویسد که :((در زمان داریوش کشور ایران به ۲۰ ساتراپ نشین و در زمان سلوکیان به ۷۲ ساتراپ نشین تقسیم شده بود))

در جمع بندی وجه تسمیه برازجان دکتر حمیدی نویسنده توانمند استان بوشهر معتقد است برازجان به معنای فرمانروای نیرومند و محل فرمانروایان نیرومند و شهر روشن و جایگاه خورشید درخشان است.

زنده یاد سروش اتابک زاده نویسنده کتاب تحولات اجتماعی برازجان در صفحه ۲۱ نقشه ای آورده و معتقد است نام اصلی برازجان طبق سنگ نوشته های تخت جمشید تااوکا بوده است.

اسماعیل شهر سبزی نویسنده کتاب دلاوران دشتستانی برای وجه تسمیه برازجان این معانی را در کتابش ذکر نموده و در صفحه ۱۵ این کتاب می نویسد:((برازجان به معنی برازندگان و برتر از جان و شهر روشن است ))ایشان گراز دان را به معنی محل زندگی گراز در اطراف این شهر را رد می کند و مردود می شمارد.

زنده یاد داود آرچین نویسنده کتاب تاریخ مطبوعات دشتستان در صفحه ۱۸ برای وجه تسمیه برازجان اینگونه نوشته است:((نام برازجان از برازکان گرفته شده و به معنی جایگاه فرمانروا و مکان دلیران و آدمیان یک دنده و بردبار و شهر دلاوران است))

حبیب قاسمی نویسنده کتاب جغرافیای تاریخی دشتستان در صفحات ۱۳۲ تا ۱۳۳این کتاب برای وجه تسمیه برازجان اینگونه نوشته است:((برازجان به معنای مکان دلیران و جایگاه بلند و درخشنده و روشن و به معنی برازنده جان یا بهتر از جان است))

اکبر صابری نویسنده کتاب تاریخ سیاسی و مبارزات مردم برازجان در صفحه ۴۵ این کتاب می نویسد:((در تذکره سید عفیف الدین الموسوی معروف به شاه زندو از فرزندان امام موسی کاظم (ع)متوفی به سال ۴۳۲ هجری قمری که در قرن پنجم هجری قمری نگاشته است چند بار به برازجان اشاره شده است))

در صفحه ۵۰ کتاب آثار عجم برازجان را برازگان و کوره چهارم قباد دانسته است و وجه تسمیه برازجان را محل تلاقی و یا جدا شدن راهها از یکدیگر می داند.

رحیم جمالی در کتاب شناسنامه شهرهای استان بوشهر در صفحات ۱۳۴ و ۱۳۵ برای وجه تسمیه برازجان اینگونه نوشته است ((برازگان ، برتر از جان ، برازندگان و سرزمین درخشان و تابان و سرزمین پرنور و درخشان است.

دکتر هیبت الله مالکی در کتاب دشتستان و غضنفر السلطنه در صفحات ۳۹ تا ۵۲ در باره وجه تسمیه برازجان اینگونه نوشته است:((برازجان و برازگان و برازگون در زبان پهلوی جنوبی و فارسی میانه برازگ و برازنده و تنومند و زیبا روی و شهر زیبارویان و شهر ایرانیان برازنده معنی شده است)) ایشان در قسمت دیگر برازجان را به معنای سرزمین درخشان و تابان و شهر روشنایی می داند ونوشته است که شهر برازگان در دوره ساسانیان آباد بوده است.

دکتر مالکی نام گراز دان را برای این شهر باستانی رد نموده و غیر قابل پذیرش می داند.

غیر از این نویسندگان نویسندگان دیگری هم بوده اند که برازجان را به معنای سرزمین درخشان و بهتر از جان معنی کرده اند.

بنابراین با توجه به این کتب و نظر نویسندگان آنان که سال های سال به پژوهش در این زمینه پرداخته اند می توان نتیجه گرفت که واژه برازجان یک واژه پهلوی و به معنی مکان درخشان و پر نور و محل زندگی انسان های دلیر و نیرومند است .بنابراین اطلاق نام گراز دان به این شهر باستانی دور از ادب و هیچ گونه سابقه تاریخی ندارد بلکه عامیانه و ساخت ذهنیات عامیانه است که برای اهالی فرهنگ و ادب و نویسندگان و پژوهندگان قابل پذیرش نیست و ذکر این همه اثر با نویسندگان توانمندشان می تواند مبین این باشد که برازجان به معنای سرزمین درخشان است و در طول تاریخ از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

نوشتن دیدگاه