سخن مردم: حبیب قاسمی |۷ تیر ۱۳۶۰، یکی از تلخترین و تأثیرگذارترین روزها در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. در این روز، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران هدف یک بمبگذاری تروریستی قرار گرفت که منجر به شهادت آیتالله دکتر سید محمد بهشتی و ۷۲ تن از یاران و مسئولان تراز اول نظام شد.
تاریخ انقلاب اسلامی ایران، مملو از نقاط عطفی است که هر یک، پیوندی عمیق با مفهوم «فداکاری» دارند. هفتم تیرماه ۱۳۶۰، فراتر از یک سوگواری، نمادی از مظلومیت اندیشه و ایستادگی ساختارمند است.
ترور آیتالله دکتر سید محمد بهشتی و ۷۲ تن از یارانش، تنها حذف فیزیکی چند مسئول نبود، بلکه تلاشی برای متوقف کردن «نظم تشکیلاتی» و «عقلانیت انقلابی» در جامعهای بود که تازه داشت قامت خود را در برابر استکبار استوار میکرد.
در عصری که احساسات انقلابی بر همه چیز سایه افکنده بود، دکتر بهشتی نمادِ «عقلانیت، نظم و قانونمداری» بود. او میدانست که انقلاب بدون ساختار، به بیراهه میرود. او پیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک «سازماندهنده» بود. شهید بهشتی با درک صحیح از نیازهای عصر جدید، تلاش کرد پیوندی میان سنت حوزوی و مدیریت مدرن ایجاد کند. از نگاه او، مدیریتِ جهادی نه یک واژه، بلکه روشی برای ادای تکلیف در اوجِ خستگیناپذیری بود.
انفجار حزب جمهوری اسلامی، با هدفِ «خلاءِ رهبری و ایجاد هرجومرج» طراحی شده بود. دشمنان گمان میکردند با حذف مغز متفکر قضایی و اجرایی نظام، ماشین انقلاب متوقف میشود. اما ۷ تیر نه تنها پایان نبود، بلکه آغازی برای «بیداری عمومی» شد. امام خمینی (ره) با آن نگاه نافذ، به درستی فرمودند: «بهشتی یک ملت بود برای ملت ما». این جمله، پیوندِ فرد با آرمان را به تصویر کشید؛ یعنی حذفِ فرد، به رشدِ آرمان منجر شد.
امروز، میراث شهید بهشتی در گروههای جهادی و فعالیتهای مردمی زنده است. وقتی صحبت از «خدمت به مردم» میشود، دقیقاً همان مسیری را طی میکنیم که بهشتی آن را آغاز کرده بود. او به ما آموخت که کارِ تشکیلاتی، عبادت است. شهید بهشتی به جای فردگرایی، «کار جمعی» را ترویج میکرد؛ چیزی که دقیقاً زیربنای فعالیتهای جهادی امروز ما در تمام نقاط کشور است.
ما در گروههای جهادی، با هر خدمتی که به محرومان میکنیم، در واقع همان «انقلابِ نظم و خدمت» را پیش میبریم. یاد کردن از ۷ تیر، تنها بازخوانی یک خاطره تلخ نیست؛ بلکه تجدید بیعت با «نظمِ خدمتگزار» است.
ما وظیفه داریم چهره «مظلوم اما مقتدر» بهشتی را برای نسلی که آن دوران را ندیده است، بازخوانی کنیم. تبیینِ این نکته که «شهید بهشتی» چگونه با تکیه بر اخلاق و استدلال، در برابر تهمتها و ترورها ایستاد، امروز بیش از هر زمان دیگری برای الگوسازی در جامعه ضروری است.
ما نه تنها برای خونِ ریخته شده در سرچشمه، که برای استمرارِ آن اندیشه که «عاشقانه زیستن و مسئولانه خدمت کردن» بود، ایستادهایم.
شهید بهشتی به عنوان معمار نظام قضایی و یکی از نظریهپردازان اصلی انقلاب شناخته میشد. او با نبوغ، نظم و قدرت استدلال خود، نقش بسیار پررنگی در تثبیت پایههای نظام داشت. تعبیر امام خمینی (ره) درباره او که فرمودند: «بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»، نشاندهنده عمق جایگاه اوست.
بر خلاف تصور دشمنان که گمان میکردند با ترور سران نظام، حکومت از هم میپاشد، این حادثه باعث شد مردم در یک همبستگی ملی، صفوف خود را فشردهتر کنند و چهره واقعی جریانهای تروریستی برای مردم بیش از پیش آشکار شد.
این حادثه نقطه عطفی در دوران پرالتهاب سالهای ابتدایی انقلاب بود و باعث شد نظام با شناسایی و خنثیسازی فعالیتهای مخفی سازمانهای تروریستی، امنیت داخلی خود را با قاطعیت بیشتری پیگیری کند.