پنج شنبه, 27 دی 1397 - Thursday, 17 January 2019

سخن مردم"مرضیه خیاطی فرد در22 بهمن 1378 در شهربوشهر دیده به جهان گشود.
به گزارش سخن مردم"وی دانشجوی رشته روانشناسی،عضو انجمن روانشناسی ،شاعر و نویسنده است .

خیاط

ایشان هم اکنون مشغول نوشتن کتب های روانشناسی و ادبی خویش می باشد.

وی در یک خانواده مذهبی پرورش یافته است پدر و مادر ایشان هر دو فرهنگی ( بازنشسته) هستند ؛ او یک خواهر بزرگتر از خود دارد.
 ایشان همیشه انگیزه شعر و شاعری را در خود می دید و آغاز شاعری او با شرکت در جشنواره ادبی پروین اعتصامی، اختر چرخ ادب بود.
 وی متون ادبی بسیار زیبایی را به کار می گیرد و به نوشتن رمان نیز علاقه دارد و از معلمان زحمتکش خود به خصوص سرکار خانم محتشمی و سرکار خانم بحرینی قدردانی می کند و عمر با عزت برای انها از خداوند منان طلب می کند.
 همچنین از پدر و مادر خود که حامیان اصلی اش در این راه بوده اند و اقوام دور و نزدیک که حمایت کننده قوی برای او بوده اند بسیار قدردانی میکند و این حمایت ها را یکی از عوامل موفقیت خود در این عرصه می داند.
ایشان در رشته ادبیات و علوم انسانی  تحصیل کرده است. با هم سروده ای زیبا را از ایشان می خوانیم:
فصل بهار آمد و باد وزیدن گرفت          آب به گل ها زنید غنچه شکفتن گرفت
در دل صحرا شکفت باز گل رازقی          باغ پر از گل شد و میوه رسیدن گرفت
نرگس چشمان یار مست و خرابم بکرد    جام پر از می شد و باده چشیدن گرفت
سر روانم شده قامت رعنای یار              قامت او همچو سرو،سرو خمیدن گرفت
یار مرا کشت و برد در یک جهان دگر        یار بشد قاتل و نفس، بریدن گرفت
تک بیتی ها و دو بیتی ها:
سلیس و ساده می گویم که بی اندازه زیبایی     بدون رنگ و آرایه چه بی اندازه دیبایی
درون قلب من جانا چه بی اندازه گیرایی      سلیس و ساده می گویم چه بی اندازه زیبایی

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

نوشتن دیدگاه