پنج شنبه, 26 مهر 1397 - Thursday, 18 October 2018

Untitled-1.jpg

حسین قائدی

سخن مردم " نمی دانم چرا هر شب که می خواهم با تو درد دل کنم.

اشکهایم زود سرازیر می شود ولی با وجود این حس آرام می شوم .

به گزارش سخن مردم "زیرا با اشک ریختنم احساس سبکی می کنم و می دانم بسوی صحرای بیکران عشق بال گشوده ام و از گریه کردن و اشک ریختن بی نهایت برایم لذت بخش است و هر شب کلمه دردناکی به نام انتظار را هزاران بار بر آسمان پر ستاره خیالم می نگارم خدا را شاهد باش که در هر زمان منتظر شنیدن صدا و کلامت هستم و از پشت پنجره انتظار به دور دست ها می نگرم و خواهان این هستم که اولین شنونده کلامت و اولین بیننده نگاه مهربان و لبخند دلنشینت باشم که دست نوازش بر قلبم بکشی و مرا تا ساحل مهربانی ها هدایت کنی. اگر بیایی ستاره های سحر در نگاه تو رنگ می بازند اگر بیایی کبوتران امید لانه ها را دوباره می سازند ای کاش از نسیم باد صبا می خواستی تا عطر وجودت را بر بنده حقیر بپاشد تا همیشه از خوشبوترین منتظرانت باشم. یا صاحب الزمان قامتم از انتظار خم شده است از انتظارت این قامت خمیده ام جز به شوق دیدار پسر فاطمه راست نمی شود یا مهدی به روی ندیده ات قسم چشمان عاشقم در پی واژه ای می گردند تا نامت را در جهان طنین انداز کند اما چه کند واژه ها و چه بی معناست هر واژه ای در برابر معنای وجودت، اما گاهی دلم به اندازه تمام غروب های عالم می گیرد کجاست آن یوسف گمگشته مهربانی که چراغ هدایت به دست در زمین دادگری کند کجاست؟یا مهدی مرا دریاب دل شکسته ام را به تو می سپارم، دلدارم باش.

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

دیدگاه‌ها  

0 #1 مجید قائدی 1397-05-17 11:14
درود بر پسر عموی عزیزم بابت این دلنوشته ی زیبا
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

محل تبلیغات شما