دوشنبه, 31 شهریور 1399 - Monday, 21 September 2020

به گزارش سخن مردم: عبدالحسین صفدری ازپیشکسوتان فرهنگی خاطره ای را به مناسبت هفته معلم تقدیم می کند

استادصفدری

بنام خدا

قصه های آشنایت باز گو                        مهربان با من هزاران راز گو

( نامه ای با آرم شیروخورشید)

در یکی از مناطق آموزش وپرورش خدمت می کردم ،یک روز مشغول انجام وظایف محوله بودم که مسئول دفتر وارد شد و گفت دو نفر از اداره کل آمدند وبا شما کار دارند گفتم تشریف بیاورند.

داخل وارد اتاق شدند یکیش می شناختم مسئول حراست اداره کل بود همراهش هم معرفی کرد که مسئول حراست استانداری بود و معمولا وقتی حراست ها وارد می شوند.

علی القاعده باید خبر خاصی باشد و پس از حال و احوال اولیه وجویا شدن از اوضاع اداره،مسئول حراست .

اداره کل یک نامه ای از کیفش بیرون آورد وبه من داد و دیدم نامه ای است از طرف اداره ما به یکی از ادارات وبا امضاء خودم به عنوان رئیس اداره بود وآن را مطالعه کردم از نظر نگارشی اشکالی بنظر نرسید و یک بار دیگر هم خواندم از دید خودم اشکالی ندیدم سوال کردند اشکالی نمی بینی گفتم خیر وانها آرم نامه را بالای نامه بمن نشان دادند.

به جای آرم جمهوری اسلامی آرم شیر و خورشید و ارم زمان شاه بود و متوجه شدند که تا اینجا تعمدی نبوده و سوال کردند ماشین نویس کیست؟

گفتم یکی از برادران است و گفتند سابقه خاصی ندارد گفتم نه (البته دستگاههای تایپ قدیم تک تک حروف با انگشت محکم می زدند وچون تایپیست انگشت درشتی داشت روزی یک حرف از جا کنده می شد.

یک روز الف نداشتیم و یک روز ب ولی بیچاره سابقه خاصی نداشت) خلاصه موضوع باتفاق حراست خودمان بررسی کردد تا چند بسته کاغذ آرم دار قدیمی داخل انبار بوده وجدا کردن که محو کنند و ماشین نویس اشتباهی از آن استفاده کرده بود و تا این نامه از یک اداره به استانداری رسید و از آن طریق با اداره کل آموزش وپرورش در میان گذاشته بودند و بدین نحو مشخص شد که تعمدی در کار نبوده و مشکل برطرف شدو در پایان معلمی عشق است

خلاصه

‌زمستان گر چه سر ما بود و سوزان

حرارت بر دل و جانم تو   دادی

برازجان عبدالحسین صفدری

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

نوشتن دیدگاه

عضویت در خبر نامه