شنبه, 29 تیر 1398 - Saturday, 20 July 2019

سخن مردم"طـى دو جـنـگ جـهـانـى اول و دوم ، بـه نـام پيشرفت ارضى و توسعه اقليمها، سرنوشت انسانهايى كه در يك قلمرو سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى و اجـتـمـاعى مى زيستند، بازيچه قدرتمندان وقت قرار گرفت و به پديده معلوليت به شدت دامن زده شد تا آنجا كه اين عارضه بتدريج فرآيندهاى سـيـاسـى ، فـرهـنـگـى اقـتـصـادى و اجـتـمـاعـى مـوجـود در جـهـان را مـتـاءثـر كـرد.

بـه هـمـيـن عـلت درسـى و هـفـتـمـيـن اجـلاس مـجـمـع عـمـومـى سازمان مـلل مـتـحـد در سـال 1983، فـريـادهـاى مـعـلولان جـهـان شـنـيـده شـد و سـرانـجـام روز سـوم دسـامـبـر مـطـابـق بـا دوازدهـم آذر مـاه از سـوى سـازمـان ملل به عنوان "روز جهانى معلولان " نام گرفت

اعـلام روز جـهـانـى معلولان از بهبود موقعيت و ارتقاى جايگاه افراد معلول در جوامع بشرى نويد مى دهد. امروزه ، جوامع نادرى در جهان وجود دارند كه مـعـلولان را بـا ديـده حـقـارت مـى نـگـرنـد، ايـشـان را ثـمـره گـنـاه يـا اعـمـال شـيـطـانـى در نـظـر مـى گـيـرنـد و بـه حلول جن و ارواح خبيث در بدن و جان آنان معتقدند. انديشه هاى ناپسند و منحط "داروبنيستهاى اجتماعى "، "نازيها"، "فاشيستها" و... نيز كه آرزوى مرگ معلولان را در سينه داشتند، رنگ باخته است .

همچنين با تغييرات ساختارى و جامع افكارى جهانى در دهه هاى اخير بنيان نگرش سنتى نسبت به پديده مـعـلوليـت كـه خاستگاه آن جهل و يا سوء تفاهم مى باشد، سست شده است . اين تغييرات شيوه زندگى و مناسبات اجتماعى آسيب مندان را متاءثر كرده و دستيابى به فرداى بهتر سرلوحه اعمال ايشان قرار گرفته است .

شـوق بـه زندگى ، ميل به كمال جويى ، پويندگان معلول را به دفاع از موجوديت و هويت خود در برابر تندباد و انبوه مشكلات واداشته است . اما اخـتـلاف هـمـه جـنـبـه مـيـان كـشـورهـاى شـمـال و جـنـوب ، وضـعـيـت مـتـضـادى را بـراى افـراد مـعـلول جـهان به وجود آورده است .

بطورى كه معلولان كشورهاى صنعتى به بهره ورى هرچه بيشتر و بهتر از امكانات برتر موجود در كشور خويش مى انديشند و همتايان جنوبى آنان از ساده ترين خدمات اجتماعى نيز بى بهره اند.

طـبـق آمـار سـازمـان مـلل ، بـيـش از نـيـم مـيـليـارد نـفـر از انـسـانـهـا بـه دليـل ابـتـلا بـه نـارسـايـيـهـاى جـسـمـى ، ذهـنـى يـا حـسـى ، معلول به شمار مى آيند. افراد معلول يك دهم جمعيت بسيارى از كشورها را تشكيل مى دهند. تخمين زده مى شود كه 80 از معلولان در كشورهاى در حال رشد زندگى مى كنند، زيرا اغلب معلوليتها ناشى از سوء تغذيه ، فقر، عدم مراقبتهاى بهداشتى و آموزشى و ديگر عـوامـلى است كه نتيجه توسعه نيافتگى اين كشورهاست .

ازدياد روزافزون جمعيت و نبود منابع مالى كافى ، برنامه هاى توانبخشى را در كشورهاى در حـال تـوسـعـه بـا مـشـكـلات فراوانى مواجه كرده است ، بطورى كه معلولان در اين كشورها به توجه ويژه اى نيازمندند. به علت عدم تساوى در بـرخـوردارى زنان و مردان معلول از مراقبتهاى بهداشتى ، آموزشهاى شغلى و ساير خدمات اجتماعى ، پيامدهاى معلوليت براى زنان حادتر بروز مى كند.

اكـثـر مـعـلولان جـهـان بـا مـشكلات فيزيكى ، فرهنگى و اجتماعى بسيارى روبرو هستند. موانع اجتماعى آنها را از استفاده از تسهيلات شهرى و رفاهى محروم مى سازند و نگرش عوامانه و غير كارشناسانه اجتماعى نسبت به معلولان ، آنان را تا حد زيادى از زندگى و روابط اجتماعى دور مى كند.

امـروزه در كشورهاى مختلف به منظور حصول اطمينان از شركت كامل معلولان در زندگى اجتماعى و اقتصادى ، برنامه هاى متعددى براى تقويت اقدامات تـوانـبـخـشـى در حال اجراست كه هدف اساسى برخوردارى يكسان معلولان از پيشرفتها و مزاياى اجتماعى است و اين برنامه ها بر اهميت شركت مستقيم معلولان در برنامه ريزى ، اجرا و ارزيابى فعاليتهاى مربوط به خودشان تاءكيد دارد.

مى توان بسيارى از معلوليتها را از طريق مراقبتهاى اوليه بهداشتى نظير واكسيناسيون ، تغذيه مناسب ،... و همچنين از طريق مراقبتهاى حرفه اى از قـبـيـل تـوانـبـخـشـى طـبـى ، گـفـتـار درمـانـى ، ارتـوپـدى فـنـى و... از بـيـن بـرد. بـرخـى از مـعـلوليـتـهـا در مـراحـل اوليـه ، بـا اقـدامـات درمـانـى و تـرمـيـمـى ، قـابـل پـيشگيرى يا درمان هستند. در كشورهاى صنعتى پيشرفتهاى چشمگيرى در زمينه پيشگيرى حاصل شده است ، ولى در اكثر كشورهاى در حال رشد ميزان اقدامات انجام شده نسبت به آنچه كه مورد نياز مى باشد، بسيار كمتر است .

امـروزه بـايـد مـعـلول در طـراحـى و اجـراى بـرنـامـه هـاى توانبخشى خود سهيم باشد. با اين روش افراد با معلوليتهاى شديد نيز قادر خواند بود اسـتـقـلال زيـادى در زنـدگـى داشـتـه بـاشـنـد. بـايـد بـرنـامـه هـاى مـعـلوليـت زدايـى بـلنـد مـدتـى بـه عـنـوان مـكـمـل سـيـاسـتـهـاى مـلى تـوسعه اجتماعى و اقتصادى در كشورهاى جهان طرح شود. براى تحقق يافتن اين برنامه هاى بزرگ نيز بسيج فعاليتهاى دولتى و خصوصى در زمينه معلوليت زدايى ، همكاريهاى همه جانبه دولتها با برنامه هاى بين المللى و ايجاد تسهيلات ويژه براى انجام تحقيقات در مورد معلوليت ، از ضروريات است .

فن آورى ويژه معلولان

فـن آوريـهـاى ويـژه ايـجـاد تـسـهـيـلات لازم بـراى انـواع مـعـلوليـت در دهـه 1980 پـيـشـرفـتـهـاى چـشـمـگـيـرى كـرده اسـت . در سـال 1990، پـژوهـشـگـران ، پـژوهـشـهـاى گـسـترده اى را در زمينه توانبخشى و آموزشهاى ويژه معلولان آغاز كردند، امروزه در كشورهاى پيشرفته مـعـلولان بـا نـحـوه اسـتـفـاده از رايـانـه آشـنـا هـسـتـنـد و بـراى انـجـام امـور رايـانـه اى از قبيل آموزش ، كنترل ابزار محيطى (روشن و خاموش كردن چراغها، راديو، تلويزيون و...) و ارتباطات تفريحى ، از رايانه استفاده مى كنند.

بـا ايـن وجود عواملى مانع از كاركردن معلولان در اجتماع مى شود كه عامل اصلى در اين ارتباط تفكر منفى است كارفرمايان مى پندارند استخدام افراد مـعـلول در سـازمـان مـوجـب كاهش ميزان بازدهى مى شود. اما چندين شركت بزرگ در جهان ثابت كرده اند كه به خدمت گماردن معلولان در محيطهاى كارى هـيـچ اخـتـلالى در فـرآيـنـد تـوليـد يـا ارائه خـدمـات بـوجـود نـمـى آورد و حـتـى مـمـكـن اسـت بـازده كـارى يـك فـرد معلول از بازده كارى همكار سالم خود بمراتب بيشتر باشد.

بطور كلى ، پيشرفتهاى سريع رايانه اى نقش زيادى را در استقلال ، خودكفايى و افزايش كمى و كيفى مهارتهاى شغلى و تحصيلى معلولان داشته است .

علل بروز معلوليت

كـارشـنـاسـان انـواع مـعـلوليـتـهـا را بـه چـهـار گـروه : مـعـلولان جـسـمـى و حـركـتـى ، دهـنـى ، نـابـيـنـايـان و نـاشـنـوايـيـان تـقـسـيـم و شـايـعترين علل بروز معلوليت را به اين ترتيب ذكر كرده اند:

- عدم واكسيناسيون بموقع كودكان .

بالا بودن شمار خانواده هاى فقير و پرجمعيت كه از مسكن مناسب و شرايط زندگى بهداشتى برخوردار نيستند.

- بالا بودن شمار بى سوادان بخصوص در جامعه هاى در حال توسعه كه آگاهى اندكى از معيارهاى بهداشتى و آموزشى در زمينه معلوليت دارند.

- وجـود تـصـورهـاى نـادرسـت نـسـبـت بـه مـعـلولان كـه از جـمـله مـى تـوان بـه نـنـگ شـمـردن مـعـلوليـت و حـقـيـر شـمـردن افـراد معلول در جامعه اشاره كرد.

- نقص برنامه هاى بهداشتى ويژه معلولان و عدم مراقبتهاى كار آمد اوليه .

- جنگ و پيامدهاى ناشى از آن و ساير عوامل خشونت بار و مخرب .

- گرسنگى ، بيماريهاى واگيردار و دگرگونى در ساختار جمعيت .

- حوادث مرتبط با صنعت ، كشاورزى و حمل و نقل .

- آلودگى محيط زيست .

- فشارهاى عصبى و ساير مسائل روانى و اجتماعى موجود در روند تبديل شدن ساختار جامعه از سنتى به نوين .

- مصرف دارو بدون تجويز پزشك ، بهره گيرى نابجا از امكانات درمانى و استفاده نامشروع و غير قانونى از داروهاى مخدر يا محرك .

- معالجه نادرست افراد آسيب ديده .

- شهرنشينى و رشد بى رويه جمعيت .

شيوه هاى جلوگيرى از بروز معلوليت و درمان

براى جلوگيرى از بروز معلوليت يا درمان ، برنامه هاى هماهنگى در كليه سطوح جامعه مورد نياز است كه به مواردى از آنها اشاره مى شود:

- مراقبتهاى اوليه بهداشتى بويژه براى روستا و محله هاى فقير نشين شهرها.

- مراقبت و مشاوره بهداشتى مؤ ثر براى مادر و كودك ، همچنين مشاوره در زمينه تنظيم خانواده و زندگى خانوادگى .

- آموزش تغذيه به مردم و كمك به آنان در جهت دستيابى به غذاى كافى .

- ايجاد مصونيت در برابر بيماريها مطابق با معيارهاى سازمان جهانى .

- ايجاد سيستم منظم براى تشخيص و معالجه سريع بيماريها.

- وضع مقررات ايمنى و اجراى آموز براى پيشگيرى از بروز سوانح .

- اجـراى اقـدامـات كـار آمـد بـراى كـنـتـرل مـصـرف بـى رويـه دارو و جـلوگـيـرى از استعمال مواد مخدر، الكل ، توتون و ساير مواد تحريك زا يا افسرده كننده .

- آموزش كادر پزشكى و پيرا پزشكى و ساير افرادى كه در مواقع اضطرارى به خدماتشان نياز است .

- آموزش مداوم در زمينه جلوگيرى از بروز حوادث منجر به معلوليت .

- تعيين معيارهاى ويژه پيشگير در برنامه هاى آموزشى مروجين كشاورزى .

- آموزش عملى مناسب و جمع در ضمن كار.

در كشورهاى در حال توسعه اغلب از فن آوريهاى قديمى و منسوخ استفاده مى شود. اين فن آوريها به همراه آموزش ناكافى و حفاظت ناقص از نيروهاى انسانى ، موجب افزايش ميزان حوادث در محيط كار و در نتيجه به معلوليت مى انجامند.

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0

نوشتن دیدگاه